گرفت .
خدا آن حضرت را امر به هجرت فرمود ، در بدر صناديد قريش كشته شدند مسلمين در مدينه داراى تمدن و حكومت شد ، مكه به دست آنها فتح گرديد ، يمن ، و طائف و جاهاى ديگر به دست مسلمانان افتاد و هكذا . . . پس همهء آنها كه قرآن وعده كرده بود به وقوع پيوست و وقوع آنها حق بودن قرآن را ثابت نمود .
ممكن است مراد از آيات ، آنهايى باشد كه از غالب بودن اسلام به تمام اديان خبر مىدهند مانند
أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ
توبه / 33 ، فتح / 28 ، صف / 9 در اين صورت منظور از « لهم » همهء مشركان است چنان كه در وجه اول فقط مشركان مكه منظور بودند .
و نيز ممكن است منظور از آيات ، چيزهايى باشد كه انسان به وقت مرگ مىبيند و حقانيت خدا بر او روشن مىشود ، در اين صورت ضمير « انّه » راجع به خداى سبحان است ( از الميزان ) ناگفته نماند وجه اول از همه مقبولتر مىباشد .
أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
.
مىشود اين جمله تعليل « سنريهم » باشد يعنى خداوند بر گذشته و حال و آينده شاهد است ، مىتواند آينده را بياورد و وعدههاى قرآن را عملى سازد ، « بربك » فاعل « يكف » و باء آن زايد است ، جملهء
أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ . . .
بدل است از « بربك » ، تقدير آن « او لم يكفهم انه على كل شىء قدير » است ، يعنى :
آيا در تحقق بخشيدن به اين وعده ، آنها را كافى نيست كه خدا به هر چيز شاهد و عالم است .
احتمال ديگر آنست كه : ضمير « أنه » به اللَّه راجع است و منظور از آيه آنست كه : خدا آيات وجود و توحيد خويش را هم در كائنات كه در اطراف انسان هستند و هم در وجود انسان به انسان نشان خواهد داد تا بداند كه خدا حق است ،