در آن بيانديشيد .
به دنبال آن مىفرمايد : ما آيات خويش را در اطراف آنها و در وجود آنها نشان خواهيم داد تا بدانند كه قرآن حق است .
49 -
لا يَسْأَمُ الْإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ
.
منظور از « خير » هر چيز اختيار شده و مطلوب است . مال باشد يا غير آن .
ذيل آيه نشان مىدهد كه چون به بيند اسباب ظاهرى از كار افتاده مأيوس و نااميد مىشود بىآنكه به رحمت خدا اميدوار باشد ، گويى منظور از « دعاء » خواست باطنى و ضمير است ، چون آيه حال مشركان را بيان مىكند .
50 -
وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هذا لِي
.
جملهء « هذا لي » ادعاى استقلال در نعمت است و اين ، سخن ضمير و زبانحال اوست نه اينكه در زبان بگويد ، « منا » اشاره است به اينكه رحمت از جانب ماست نه اينكه او استقلال دارد .
وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلى رَبِّي إِنَّ لِي عِنْدَهُ لَلْحُسْنى
.
اين سخن حاكى از آنست كه او نعمت را از كرامت ذات خود مىداند و مىگويد : من در اثر استحقاق و كرامت ذات به اين مال و مقام رسيدهام ، على هذا اگر آخرت درست باشد من در آنجا نيز در نعمت خواهم بود ، « للحسنى » يعنى « الحالة الحسنى و المنزلة الحسنى » كه عبارت اخراى بهشت باشد . اين سخن هم ظاهرا زبانحال آن انسان است نه اينكه به زبان گويد :
نظير اين سخن است آيهء :
ما أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هذِهِ أَبَداً وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً
كهف / 36 .
فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِما عَمِلُوا وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ
.
تهديد و وعدهء عذاب است ، حالت انكار و اعمال خلاف آنها در شكلى ظاهر