تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
اين هم از مصاديق « اولياء » بودن است كه وعدهء بهشت به آنها مىدهند « فيها » راجع به آخرت است : در الميزان فرموده : « تدعون » از مادهء دعا ، اعم از « تشتهى » است ، نظير اين آيه است
فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ
زخرف / 71
لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها
ق / 35 ، اين آيات و آيهء فوق ، از گسترش بسيار بزرگ نعمتهاى بهشتى حكايت دارند كه اندازهء آنها را جز خدا كسى نمىداند . 32 -
نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ
. تأكيد نعمتهاى بهشتى است « نزلا » حال است از
ما تَشْتَهِي
آنها نشانه‌اى از ناديده گرفتن گناهان و رحمت خداست كه اگر گناهان را ناديده نمىگرفت و نقائص را تكميل نمىكرد و مهربان نبود ، امكان نداشت كه به آن نعمتها برسيد . 33 -
وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ
. آيه در رابطه با
لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ
است يعنى : چرا گوش ندهند به خوانندهء قرآن ، با آنكه به سوى خدا مىخواند ، كدام سخنگو بهتر از اوست
عَمِلَ صالِحاً
حاكى است كه براى غرض فاسد و جاه طلبى نمىخواند بلكه خودش نيز به آن عمل مىكند و اظهار ايمان مىنمايد ، آنكه به خدا ايمان دارد و به گفتهء او عمل مىكند ، دعوت او به خدا بهترين سخن است . 34 -
لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ
. تكميل آيهء سابق است يعنى : اى پيامبر حالا كه احسن قولا هستى بايد برخورد و دعوتت نيز با طريق احسن باشد . يعنى خصلت خوب با خصلت بد يكى نيست تو خصلت و رفتار بد را با خصلت خوب و عفو و اغماض دفع كن آن وقت خواهى ديد كه دشمن دوست شده است روايت شده : مردى از همسايه‌هاى آن
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 432 | على اكبر قرشى بنابى