ينزغنك : نزغ : راغب گويد ، آن دخول در امرى است براى افساد ، در مصباح آن را افساد گفته است ، وسوسهء شيطان را از آن نزغه گويند كه سبب افساد آدمى است در نهج البلاغه در نامه 44 به زياد بن ابيه مىنويسد : « و نزغة من نزغات الشيطان » .
لا يسئمون : سئم : ملالت و دلتنگى از مفصّل بودن شىء .
خاشعة : خشوع در آيه به معنى آرام و بيحركت بودن است در آيات ديگر « هامدة - ميتة - ميّت » آمده است .
اهتزت : هزّ : تكان دادن و حركت كردن ، لازم و متعدى هر دو آمده است .
« اهتزاز « : تكان خوردن و حركت كردن .
ربت : يعنى : بالا آمد . ربا : زيادت و بالا آمدن .
شرحها
اين آيات فصل ديگرى از انكار مشركان در رابطه با قرآن و جواب آنست تا حدى كه كفار در قيامت خواهند گفت : خدايا آنها كه از جن و انس ما را گمراه كردهاند به ما نشان بده تا زير پايمان پايمالشان كنيم .
سپس فرموده : آنان كه در راه توحيد استقامت كنند ملائكه بر آنها نازل مىشوند و بشارتشان مىدهند . گويا اين مطلب در مقابل
وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ . . .
است ، آن گاه با خلقت شب و روز و آفتاب و ماه ، و زنده شدن زمين بعد از مردن ، بر توحيد استدلال شده است كه يعنى : قرآن همان زبان طبيعت است ، آنچه طبيعت با زبان خود از وجود و توحيد خدا حكايت مىكند ، قرآن آن را در قالب الفاظ بيان مىدارد ، ديگر
وَ الْغَوْا فِيهِ
از روى نافهمى و لجاجت است .
26 -
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ