أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ
.
جملهء
ثُمَّ اسْتَوى
نسبت به
خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ
است نه نسبت به تقدير اقوات و چهار دوران ، زيرا جملهء
فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا
نشان مىدهد كه فرمان تقدير اقوات و تشكيل آسمانها ، يكى صادر شده است على هذا در وقتى كه تقدير اقوات مىشد ، آسمانها نيز تشكيل مىگرديد ، پس شكل گرفتن آسمانها و تقدير اقوات متداخلند ، در اين صورت ، همهء دورانها ، شش دوران مىشوند نه هشت دوران .
وَ هِيَ دُخانٌ
نشان مىدهد كه آسمان پيش از تبديل شدن به هفت آسمان فقط يك آسمان بود ، آن هم از گازهاى فشرده و غليظ و تاريك ، به صورت دود ، سپس رقيق شده و به شكل هفت آسمان در آمده است .
فرمان
ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً
همان بود كه در اثر آن ، كوهها تشكيل شد اقوات تقدير گرديد ، و دود غليظ به هفت آسمان مبدل شد ، « ائتيا » يعنى بيائيد به طرف آن مقصدى كه من ارادهء كردهام ،
طَوْعاً أَوْ كَرْهاً
حاكى از اجبار است كه حتما بايد از مشيت من پيروى كنيد ، آن دو به زبانحال يا به ، زبان خود گفتند :
أَتَيْنا طائِعِينَ
يعنى قدرت مخالفت نداريم .
12 -
فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ أَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ حِفْظاً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
.
قضاء در اينجا به معنى ساختن و تمام كردن است نظير :
فَلَمَّا قَضى مُوسَى الْأَجَلَ
قصص / 29 ، در اقرب الموارد گويد : « قضى الشيء » آن را به طور محكم انجام داد .
چون جعل كوهها و تقدير اقوات در آيهء گذشته بيان شده بود ، لذا در اين آيه فقط نتيجهء فرمان « ائتيا » درباره آسمانها بيان شده است ، گاز غليظ در دو