تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
61 -
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ
. وجود روز و شب و پى در پى بودن آنها واقعيتى است كه زندگى بدون آن ميسر نبود ، حيات نه در نور دائم قابل بقاست و نه در ظلمت دائم ، در اينجا اشاره به يكى از علل وجود شب است كه سبب استراحت و آماده شدن بدن براى تلاش در روز بعدى مىباشد ، و نيز اگر روز روشن ، اشياء جهان را براى بشر نشان نمىداد باز زندگى ميسر نبود
لَذُو فَضْلٍ
حاكى است كه اينها زائيدهء فضل و احسان خداوندى است بىآنكه مردم استحقاقى داشته باشند . 62 -
ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ
يعنى پروردگار شما همان قرار دهندهء شب و روز ، نه تنها پروردگار شما ، بلكه پروردگار همه كائنات است زيرا خلقت از تدبير قابل انفكاك نيست . دربارهء
خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ
بايد گفت : كائنات به حسب ذات خود ممكن الوجود هستند محال است كه بدون علت به وجود آمده باشند ، آن علت نيز بايد واجب الوجود باشد و هستى را از جاى ديگرى نگرفته باشد و گر نه دور يا تسلسل كه هر دو محالند لازم مىآيد . نمىشود گفت : ماده ازلى است و گرنه بر خلاف
اللَّهُ رَبُّكُمْ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ
و بر خلاف برهان امكان و وجوب خواهد بود وانگهى خدا علت اضطرارى نيست بلكه علت مختار است .
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
متفرع است بر
خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ
آن گاه در مقام تعجب فرموده : از بندگى خدا به كجا برگردانده مىشويد ؟ ! ! 63 -
كَذلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كانُوا بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ
. يعنى فقط انكار از روى علم و لجاج بسبب انحراف از دلائل روشن خداست .