علقه : خون منعقد . طبرسى فرموده : علقه خون منعقد ، جمع آن علق است و نيز علق به معنى زالو است . راغب علق را زالو و خون منعقد گفته است .
اشد : نيرومندى و جوانى .
شرحها
در اين آيات باز مسألهء توحيد و ربوبيّت خداوند مطرح شده است و با
إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
و با
ما هُمْ بِبالِغِيهِ
و
إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ
تناسب كامل دارد .
در اين آيات مىخوانيم .
1 - خدا از فضل و كرم خويش شب و روز را قرار داده تا در شب آرام گيريم و در روز به كار معاش مشغول گرديم ، اينها از موهبات خداست ولى بيشتر مردم متوجّه نيستند .
2 - خدا آفرينندهء همهء اشياء است ، جز او معبودى نيست ، توجه به غير او خسران آور است .
3 - اوست كه زمين را قرارگاه حيات گردانيده و آسمان را بنا نهاده و انسان را در بهترين قيافه به وجود آورده و زندگانى او را با خوراكىها تأمين كرده است .
4 - زندهء واقعى كه مرگ را در پى ندارد اوست ، پس بايد او را خواند ، جز او هم فانى و هالك هستند .
5 - اوست كه بشر را از خاك ، از علقه ، از نطفه آفريده و در مراحل زندگى سير داده است ، حيات و مرگ در اختيار اوست .
اينها حكايت از تدبيراتم و نفوذ ارادهء حق تعالى در ادارهء كار جهان دارند .