تفسير اين آيه در اول سورهء زمر گذشت ، وصف عزيز و عليم ظاهرا در بيان آنست اين كتاب از تجليات عزت و توانايى خدا و علم او به نياز بندگان است .
3 -
غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقابِ ذِي الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ
.
يعنى : قرآن از جانب اين چنان خدايى نازل شده است . اهل گذشت است عذر را مىپذيرد ، دست رد به سينه كسى نمىگذارد ، در مقام انتقام گرفتن سخت است ، داراى موهبتهاى مداوم است . . . همه اين اسماء در جهان هستى پياده شده و مىشود ، انسانهاى بىشمارى از تجليات اين اسماء به سعادت رسيده و نيز كوبيده شدهاند .
اسم فاعل در « غافر - قابل » دالّ بر استمرار است ، عطف با واو حال است كه آن دو يكى هستند و يا ارتباط شديد دارند بر خلاف
شَدِيدِ الْعِقابِ
كه با و او عطف نشده است . غفران ممكن است در اثر رحمت خدا و شفاعت باشد ، قبول توبه نيز لازمهاش غفران است .
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ
در رابطه با عبادت و نزول قرآن است كه معبود بودن خدا هدايت را لازم گرفته است ، آينده و بازگشت نيز براى اوست .
4 -
ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ
.
يعنى آنچه فرستادهايم حق است ، صفات ذكر شدهء نزول آن را اقتضاء مىكند اهل انصاف در قبول آنها مجادله نمىكند ، بلكه فقط آنها مجادله مىكنند كه دانسته و از روى عناد حق را انكار كردهاند .
به عبارت ديگر : انكار آنها دليل ناحق بودن دعوت تو نيست ، وانگهى مبادا فكر كنى كه در مهلت زيستن آنها و تحولشان از نعمتى به نعمتى و از صحتى به صحتى دليلى هست كه آنها خدا را عاجز كردهاند ، نه قوم نوح و ديگران به