تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
شونده ، مراد آنست كه آيات قرآن به يكديگر ميل مىكنند و يكديگر را توضيح مىدهند و تفسير مىكنند بىآنكه با هم تنافى داشته باشند
وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
نساء / 82 در كلام حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله آمده / بعضى از قرآن بعضى ديگر را تصديق مىكند ، و از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده : بعضى از قرآن بر بعضى ناطق و بعضى بر بعضى شاهد است .
تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ
. در الميزان فرموده : معنى سكون به « تلين » تضمين شده و با « الى » متعدى گشته است يعنى با شنيدن آيات قرآن پوست بدن آنها مىلرزد ، آن گاه پوست و قلوبشان با ذكر خدا آرام مىگيرد ، معنى آن را درك مىكنند و آرام مىگيرند . در مجمع البيان از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل شده : « قال اذا اقشعر جلد العبد من خشية اللَّه تحاتت عنه ذنوبه كما يتحات عن الشجرة اليابسة ورقها .
ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ
. يعنى اين حالت همان هدايت الهى است ، البته لرزيدن پوستها و سپس آرامش آنها و آرامش قلوب لازمهء هدايت خدايى است ، در اينجا تعريف شىء با لازم آنست . باء در « به » به معنى سبب و آلت است ، نظير
يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً
در اين قسمت از آيه مانند بسيارى از آيات نسبت هدايت و ضلالت هر دو به خدا داده شده است ، اين موجب جبر نمىشود ، مىدانيم كه هدايت و اضلال خدا هر دو در رابطه با مقدماتى است كه بشر با ارادهء خود آنها را فراهم مىآورد ، نظير
وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
ابراهيم / 27 ، و نظير
وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ
رعد / 27 .