و از بدبختى آنها ناخرسند باشد ، اين كار منافى با نياز بودن نيست . ضمير « يرضه » راجع به شكر است كه از « تشكروا » فهميده مىشود .
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
.
يعنى در مسئلهء كفران و مجازات ، شخصى بار گناه شخص ديگر را حمل نمىكند ، مؤنث آمدن « وازره » به اعتبار « نفس وازرة » است ، اين خوشنودى و عدم خوشنودى راجع به دنياست .
آن گاه بازگشتتان به سوى خداى متعال است در آنجا حقائق اعمال بر شما كشف مىشود و حتى به كيفر و پاداش مكنونات خاطر نيز خواهيد رسيد ، « ينبئكم » نشان مىدهد كه اعمال در شكل ديگرى ديده خواهند شد كه احتياج به خبر دادن پيش خواهد آمد .
نكتهها
ارباب انواع و مشركان :
علامه طباطبائى در ذيل آيهء سوم
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ . . .
فرموده است ، بت پرستان عقيده داشتند كه خداى سبحان بالاتر از آنست كه عقل يا وهم و يا حس انسانى او را درك كند ، پس خدا بالاتر از آنست كه عبادت به او متوجه شود ، على هذا واجب است با تقرّب به مقربان درگاه او ، به او تقرّب جوييم و آنها عبارتند از ملائكه ، جن و پاكان بشر . ارباب و معبودها در حقيقت آنها هستند .
امّا اصنام و هيكلهايى كه در معبدها نصب شده ، اشكال و صورتهاى معبودها هستند نه خود آنها . النهايه عوام آنها ، ميان اصنام و ارباب اصنام فرق نگذاشته و اصنام را عبادت كردند ، چنان كه ارباب و الهه مورد عبادت بودند ، عرب جاهلى