بعضىها گفتهاند : خانوادهء او متفرق شده بودند ، بعد از شفا يافتن او به دورش جمع گرديدند
وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ
نشان مىدهد به تعداد خانوادهء قبلىاش بر خانوادهء او افزوده است .
رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ
يعنى : صحت يافتن بدنش و برگرداندن اهلش به علّت رحمت و عاطفه مخصوص ما بود و نيز خواستهايم به خردمندان يادآورى باشد كه اگر به خدا روى آورند مانند ايّوب مشمول رحمت خدا مىشوند . مانند :
رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ ذِكْرى لِلْعابِدِينَ
انبياء / 84 دربارهء ايّوب عليه السّلام افسانههايى هست كه در نكتهها خواهد آمد .
44 -
وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
.
در مجمع البيان و جوامع الجامع فرموده : در موقع ابتلا زنش حرفى زد كه ايّوب را خوش نيامد ، قسم خورد اگر شفا يابد ، صد تازيانه به او بزند لذا دستور رسيد مشتى تركهء خرما و نظير آن را به دست بگير و يك دفعه بزن تا به سوگند خود عمل كرده باشى ، به نظر مىآيد زنش به او خشونت كرده كه چرا از خدا براى خودت عافيت نمىخواهى ؟ ايّوب ناراحت شده و سوگند ياد كرد بعد از شفا يافتن تأديبش نمايد ، اين حكم دربارهء حد مريض در فقه اسلامى هست كه چوبها را جمع كرده و يك دفعه مىزنند .
إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً
يعنى : ما او را در بلايايى كه پيش آورديم ، خويشتن دار يافتيم ، آن گاه در بيان مقام والاى او فرموده
نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
، رسد آدمى به جايى كه خداوند عالم دربارهء او چنين سخن بفرمايد .
45 -
وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ
.