نكتهها
ايوب عليه السلام :
آنچه از آيات قرآن مجيد دربارهء امتحان اين رسول گرامى معلوم مىشود آنست كه هم از لحاظ بيمارى و هم از لحاظ از بين رفتن خانوادهاش گرفتار گرديد در آخر خداوند مشكلات او را از هر دو لحاظ بر طرف نمود ، در اين زمينه به دست نادانان و دروغ سازان فرصت افتاده چيزهاى غير قبولى دربارهء آن حضرت به قالب زدهاند كه به بعضى از آنها اشاره مىشود .
1 - روايت شده : شيطان پس از اجازهء گرفتن از خدا در بدن ايوب دميد ، بدنش يك پارچه زخم شد ، در زخمها كرمها به وجود آمد ، چون يكى از آنها به زمين مىافتاد ، آن را به درون زخم برمىگردانيد ، بدنش گنديده شد مردم او را از شهر بيرون كرده و در مزبلهاى انداختند .
اين روايت در تفسير برهان از تفسير قمى نقل شده اما در سند آن مردى هست بنام « عبد اللَّه بن بحر » كه ارباب رجال گفتهاند ضعيف است ، قولش اعتبارى ندارد ، مىشود گفت : محال است خداوند يك هادى و پيامبر را كه بايد مردم پيش او بيايند و هدايت شوند به وضعى بياندازد كه بدنش بگندد و مردم او را در مزبله اندازند تا ميزان صبر او را معلوم نمايد .
در تورات فعلى كتاب ايوب باب دوم آمده است : پس شيطان از حضور خداوند بيرون رفته ، ايوب را از كف پا تا كلهاش بدملهاى سخت مبتلا ساخت ، او سفالى گرفت تا خود را بخراشيد و در ميان خاكستر ( مزبله ) نشسته بود .
در بحار الانوار از خصال صدوق از حضرت باقر صلوات اللَّه عليه نقل شده كه . . . ايوب با همه محنتهايش ، بوى او بد نشد ، صورتش ناپسند نگرديد چرك