مانند اين اوابين استقامت داشته باش ولى از اين ترك اولىها نكن ، و يا مراد آنست كه چنين چيزها ، مخالفت عصمت و تقوى نيست ؟ و از اين گونه چيزها در زندگى مىشود و آنها با
وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ
منافاتى ندارد و يا غرض آنست كه حقيقت قضايا گفته شود و پيامبران الهى از اتهامات تورات كنونى مبرا گردند ؟
آن گاه بيان شده كه : باد را در اختيار سليمان قرار داديم ، به هر كجا كه اراده مىكرد مىرفت ، و نيز شياطين مقهور او بوده و براى او كار مىكردند ، لا بد به صورت انسان در آمده و مشغول كار شده بود ، نافرمانها نيز در زنجير به سر مىبردند .
30 -
وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
.
كلمهء
نِعْمَ الْعَبْدُ
ثناى خداوند است نسبت به سليمان ، ساحت سليمان را از هر آلودگى پاك مىكند . اين تعبير فقط درباره سليمان و ايوب آمده است چنان كه در آيهء 44 خواهد آمد
إِنَّهُ أَوَّابٌ
تعليل
نِعْمَ الْعَبْدُ
است گويى مراد از « اواب » آنست كه پيوسته در كارها به خدا رجوع مىكرد و خدا را از نظر دور نمىداشت .
31 -
إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ
.
آمدن كلمهء « عشى » كه به معنى بعد از ظهر يا آخر روز است مشعر بر تأخير نماز است يعنى ادامه تماشاى آنها كه بعد از ظهر بود قهرا به گذشتن وقت نماز مىانجاميد « اذ » به تقدير « اذكر » است .
32 -
فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ
.
يعنى : گفت من دوستى اسبان را بر ياد پروردگارم و نمازم برگزيدم و به تماشاى آنها به قدرى ادامه دادم تا آفتاب غروب كرد ، به عبارت ديگر تماشاى