تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
33 - اسبان را بر من برگردانيد ، آن گاه شروع كرد به دست كشيدن بر ساقها و گردنهاى آنها . 34 - سليمان را امتحان كرديم و بر تخت او پيكرى انداختيم آن گاه به سوى خدا برگشت . 35 - گفت : پروردگارا مرا بيامرز و حكومتى عطا كن كه به كسى بعد از من سزاوار نباشد كه تو بسيار عطا كننده‌اى . 36 - پس باد را براى او مسخر كرديم كه به فرمان او به هر جا كه اراده مىكرد به آرامى مىرفت . 37 - و شياطين را كه بنا و غواص بودند . 38 - و شياطين ديگر كه در زنجيرها قرين هم شده بودند . 39 - اين است عطاى بيحساب ما ، عطاء كن يا امساك نما . 40 - سليمان را نزد ما منزلت بزرگ و بازگشت بهترى است .

كلمه‌ها

سليمان : پسر داود ، از انبياء مشهور بنى اسرائيل ، نام مباركش هفده بار در قرآن مجيد آمده است ، از او حالات بسيارى در كلام اللَّه نقل شده كه مقدارى از آن در سوره نمل و انبياء و سبأ گذشت مقدارى نيز در اين سوره آمده است . اواب : بسيار رجوع كننده به خدا ، مراد ظاهرا كسى است كه در كارها پيوسته متوجه خداست . عشى : از اول ظهر تا آخر روز ( مجمع ، كشاف ) . صافنات : صافنه اسبى را گويند كه بر سه پاى بيايستد و گوشهء سم يكى از پاهاى جلو را به زمين گذارد ( مجمع ) « صفن الفرس صفونا : قام على ثلاث قوائم و طرف حافر الرابعة » . جياد : اسبان تندرو . مفرد آن جواد است ، ياء در آن مقلوب و او است