135 - مگر پير زنى را كه در ميان ماندگان ماند .
136 - آن گاه ديگران را هلاك كرديم .
137 - شما اهل مكه در حال صبح كردن بر خرابهء آنها مىگذريد .
138 - و در شب ، آيا تعقل نميكنيد ؟ !
139 - يونس از پيامبران بود .
140 - ياد آر كه خشمگين به كشتى پر شده آمد .
141 - قرعه انداخت و از مغلوبان شد .
142 - ماهى او را بلعيد حال آنكه ملامت گر بود .
143 - اگر نبود كه او از جملهء مسبحين بود .
144 - قطعا تا به محشر در شكم ماهى مىماند .
145 - او را به آن مكان خالى انداختيم .
146 - و بر او درخت كدو رويانديم .
147 - و او را بر جمعى كه بيشتر از صد هزار بودند فرستاديم .
148 - ايمان آوردند تا دم مرگ متاعشان داديم .
كلمهها
مننا : منّ : در اصل بمعنى قطع است ،
أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ
يعنى پاداش غير مقطوع و نيز به معنى نعمت دادن و عطيّه است ، گويند « منّ عليه منّا : أنعم عليه » آن در آيه به معنى نعمت دادن است .
كرب : اندوه شديد . بعضى مطلق حزن مسلّط بر قلب گفتهاند ، مراد از آن در آيه ظاهرا شكنجهء فرعونيان است .
مستبين : استبانة به معنى آشكار شدن و آشكار كردن است . على هذا آن در آيه به معنى آشكار است مثل كتاب مبين يا به معنى آشكار كنندهء