تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
135 - مگر پير زنى را كه در ميان ماندگان ماند . 136 - آن گاه ديگران را هلاك كرديم . 137 - شما اهل مكه در حال صبح كردن بر خرابهء آنها مىگذريد . 138 - و در شب ، آيا تعقل نميكنيد ؟ ! 139 - يونس از پيامبران بود . 140 - ياد آر كه خشمگين به كشتى پر شده آمد . 141 - قرعه انداخت و از مغلوبان شد . 142 - ماهى او را بلعيد حال آنكه ملامت گر بود . 143 - اگر نبود كه او از جملهء مسبحين بود . 144 - قطعا تا به محشر در شكم ماهى مىماند . 145 - او را به آن مكان خالى انداختيم . 146 - و بر او درخت كدو رويانديم . 147 - و او را بر جمعى كه بيشتر از صد هزار بودند فرستاديم . 148 - ايمان آوردند تا دم مرگ متاعشان داديم .

كلمه‌ها

مننا : منّ : در اصل بمعنى قطع است ،
أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ
يعنى پاداش غير مقطوع و نيز به معنى نعمت دادن و عطيّه است ، گويند « منّ عليه منّا : أنعم عليه » آن در آيه به معنى نعمت دادن است . كرب : اندوه شديد . بعضى مطلق حزن مسلّط بر قلب گفته‌اند ، مراد از آن در آيه ظاهرا شكنجهء فرعونيان است . مستبين : استبانة به معنى آشكار شدن و آشكار كردن است . على هذا آن در آيه به معنى آشكار است مثل كتاب مبين يا به معنى آشكار كنندهء