تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
به حكم
فَالزَّاجِراتِ زَجْراً
اين موجودات همديگر را دفع مىكنند از اينكه صف يكديگر را بشكنند و انواع و اصناف بودن را از بين ببرند ، بلكه مثلا مورچگان پيوسته در صف خود و شتران در صف خود ايستاده‌اند ، انسانها در صف خويش و گوسفندان در صف خويش ثابت قدم مىباشند ، خصوصيات ذاتى ، آنها را از آميخته شدن باز مىدارد ، حرف فاء در
فَالزَّاجِراتِ
نشان ميدهد : صف كشيدن نتيجه‌اش منع كردن يكديگر است . امّا
فَالتَّالِياتِ ذِكْراً
نشان مىدهد كه اين موجودات يكديگر را تعقيب مىكنند و در ميان آنها يك نوع ارتباط هست و هماهنگى بخصوصى برقرار مىباشد ، اين همانست كه در آيهء ديگر مىخوانيم
ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ
ملك / 3 « 1 » يعنى موجودات يكديگر را فوت نمىكنند و تعقيب همديگر را از دست نمىدهند بلكه با هماهنگى در تعقيب يكديگر هستند و اين نشان مىدهد كه در همهء جهان يك اراده حكومت مىكند و گرنه به حكم
لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ
مؤمنون / 91 هر خدا مخلوق خويش را به طرز مخصوص اداره مىكرد هماهنگى از بين ميرفت . آرى
إِنَّ إِلهَكُمْ لَواحِدٌ
. بنا بر اين ، تاليات به معنى تعقيب كنندگان است مانند
وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها
كه ماه آفتاب را تعقيب مىكند و در پى او مىآيد و مانند
أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ
هود / 17 كه قطعا به معنى تعقيب است . « ذكرا » نشان مىدهد كه موجودات در هماهنگى خود يك نوع تذكّر و يادآورى نسبت به وظيفهء خود و تعقيب يكديگر دارند ، يك تذكر طبيعى و مخصوص .
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
اسراء /
هامش
( 1 ) تفاوت آنست كه موجودات يكديگر را فوت كنند و از دست بدهند .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 124 | على اكبر قرشى بنابى