تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
در صافّات گفته شد . تاليات : ممكن است به معنى « در پى آيندگان » باشد مانند
وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها
كه به معنى تعقيب است و شايد به معنى تلاوت كنندگان باشد ، در اينجا نيز مساله مذكّر لا يعقل كه گفته شد جارى است . مارد : بىفايده و عارى از خير . راغب : مارد و مريد . . . آنست كه از خيرات عارى باشد . « شجر امرد درختى را گويند كه از برگ خالى باشد ، جوان بىريش را امرد گويند كه صورتش از مو خالى است . يسمعون : تسمّع ( از باب تفعّل ) به معنى طلب سماع است ، آن در اصل « لا يتسمعون » است يعنى طلب گوش دادن نمىكنند ( نمىتوانند بكنند ) . ملاء الاعلى : جمعيّت و اجتماع بالاتر . منظور اجتماع ملائكه است . يقذفون : قذف : انداختن . « يقذفون » : انداخته مىشوند . دحور : دحر و دحور : راندن با قهر . « دحره دحرا و دحورا : طرده و ابعده و دفعه » . واصب : ثابت و دائم . « وصب الشيء وصوبا : دام » . خطف : ربودن . قاپيدن . « خطفه خطفا : استلبه بسرعة » « خطفة » مصدر است به معنى ربودن ، الف و لام آن براى عهد و ثاء آن براى قلّت است يعنى : ربودن كمى از ملائكه . شهاب . در مجمع البيان آمده : شهاب به معنى تكّه آتش است . ابن اثير و راغب و ديگران شعلهء آتش گفته‌اند .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 121 | على اكبر قرشى بنابى