نزول قرآن باشد چنان كه در الميزان فرموده ، چون با نزول قرآن مشرق مناسب است نه مغرب .
رَبُّ السَّماواتِ
مىشود خبر بعد از خبر و يا خبر مبتداى محذوف باشد يعنى : « هو رب السموات » اين آيه در عين حال ، استدلال است به معبود بودن خدا كه از
إِنَّ إِلهَكُمْ
فهميده مىشود .
6 و 7 -
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ
از اين آيه تا آيهء دهم ، مطلب آنست كه شياطين به ملاء اعلى و شنيدن سخنان ملائكه راهى ندارند ، پس قرآن تلقينات شياطين نيست بلكه سخن جبرئيل و نازل شده از جانب خداست . در گذشته گفته شد ، ظاهرا اين آيات در جواب كسانى است كه مىگفتند : اين سخن شياطين است كه به او تلقين مىشود .
كواكب بيان يا بدل است از « بزينة » سماء الدنيا ، يعنى آسمان نزديكتر در آيات ديگر نيز آمده است ، نظير :
فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ أَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ حِفْظاً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
فصلت / 12 ، پس آسمان اول از هفت آسمان ، از همه به ما نزديكتر است و با ستارگان زينت داده شده است .
وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ وَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذابَ السَّعِيرِ
ملك / 5 در اين آيه نيز آسمان پائين تر مطرح است با اضافهء آنكه : مصابيح طرد كنندگان شياطين مىباشند .
« حفظا » در هر دو آيه مفعول مطلق است و تقدير آن « و حفظناها حفظا » آيهء اخير نشان مىدهد كه اين حفظ به وسيلهء ستارگان است .
در سورهء حجر / 16 آمده است :
وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِينٌ .