تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
اختيار نكند ، اختيار نتوانند كرد
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ . . .
دهر / 30 على هذا
نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا
باطل است زيرا تا خدا نخواهد آنها قدرت ربودن شما را ندارند .
سُبْحانَ اللَّهِ . . .
در رابطه با آنست كه مشركان به پروردگارى كه داراى چنين موقعيتى است شريك قرار مىدهند با آنكه شريكان آنها داراى هيچ چيز نيستند و يا اين جمله راجع به « و يختار » است يعنى منزه است خدا از آنچه خودشان را در صاحب اختيار بودن به خدا شريك مىكنند . آمدن كلمهء
سُبْحانَ اللَّهِ
به جاى « سبحانه » شايد براى بيشتر تجلى دادن به مطلب صدر آيه باشد . 69 -
وَ رَبُّكَ يَعْلَمُ ما تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَ ما يُعْلِنُونَ
. اين آيه در عين حال كه « عالم الغيب و الشهادة » بودن خدا را بيان مىكند نشان مىدهد كه مشركان در گفتن
نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا
صادق نبوده‌اند بلكه در دل به آن باور نداشته و فقط بهانه آورده‌اند ، لذا مىگويد : خدا به مكنونات خاطر آنها داناست . 70 -
وَ هُوَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولى وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
. اين آيه به حكم نتيجه گيرى از دو آيهء فوق و تكميل مطلب آن دو است
وَ هُوَ اللَّهُ
عطف است بر
وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ
يعنى : حالا كه اختيار آفرينش و تدبير در دست اوست و عالم السر و الخفيات اوست پس فقط او اللَّه است ، تمام كمالات و فضائل در او متمركز مىباشد . آن گاه چهار حكم در اين آيه آمده است . معبودى جز او نيست ، همهء حمد در دنيا و آخرة براى او است زيرا هر فضيلت و كمال به او منتهى مىشود ، چون خالق و مدبر اوست و حكم و فرمان
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 78 | على اكبر قرشى بنابى