كرد ، اين حرف در الميزان از « در المنثور » از ابو هريرهء ( كذاب ) نيز نقل شده و در مجمع البيان در قالب ديگرى آمده است .
طبرسى بعد از نقل اين سخن فرموده : امامان اهل بيت عليهم السّلام اتفاق كردهاند كه ابو طالب مسلم از دنيا رفت ، روايات در اين زمينه متظافر است ، اشعار ابو طالب كه دلالت بر تصديق حضرت رسول و توحيد او دارد به قدرى است كه در طومارها نگنجد ، الميزان نيز نظير اين جواب را فرموده است ، نگارنده گويد : شايعهء عدم ايمان ابو طالب عليه السّلام از خلفاى بنى عباس كه خواستهاند به علت اسلام آوردن پدر بزرگشان عباس عموى پيامبر ، خود را به خلافت از علويان احق نشان بدهند ، ملاهاى دربارى آنها به شكل روايت در كتابها وارد كردهاند ، در اين باره ذيل آيهء
وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ . . .
انعام / 26 و در قاموس قرآن ( نأى ) به تفصيل سخن گفتهايم در تفسير برهان 22 روايت در اين باره نقل كرده است .
57 -
وَ قالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبى إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
.
اين آيه اعتذار بجايى از مشركان در عدم ايمان به آن حضرت است ، كه گفتند : اگر به تو ايمان بياوريم ، عرب به اين ايمان راضى نمىشود در نتيجه به ما حمله مىكنند و ما را از زمين مكه و حرم مىربايند ، اعتذار و اعتراض اوليشان
لَوْ لا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى
بود .
طبرسى فرموده : گويند : حرث بن نوفل به آن حضرت گفت : مىدانيم كه قول تو حق است ولى مانع ايمان ما آنست كه مىترسيم در آن صورت عرب ما را از مكه بيرون كنند و ما قدرت مقابله با آنها را نداريم ، مراد از « نتخطف » ربوده شدن و كشته شدن و اسير گشتن است .