در تفسير صافى فرموده : « كانهم بينوا بذلك برائتهم عن الرضا بعبادتهم » در الميزان فرموده : منظور نفى اصل عبادت نيست ، چون مشركان به ملائكه عبادت كردهاند بلكه منظور نفى رضايت است .
بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ . . .
تصريح است به اينكه مشركان به جنّ عبادت كردهاند ، شايد به ملائكه عبادت كردهاند تا به آنها خير رسانند و به جنّ و ارواح شريره عبادت كردهاند تا از شرّ آنها در امان باشند .
ناگفته نماند لفظ جنّ و جانّ و جنّة مجموعا سى و سه بار در قرآن مجيد به كار رفته است ، به نظر مىآيد : وجود جنّ و ملائكه از اوّل توسط پيامبران ميان مردم منتشر شده به وجود آنها عقيده پيدا كردهاند و نيز به واسطه انبيا دانستهاند كه ملائكه پيوسته در راه خير و صلاح مردم هستند ولى بسيارى از جنّ كه گناهكاراند در اضلال مردم مىباشند .
اين سخنان در عوام الناس اثر گذاشته و در نتيجه بعضى از جنّ را براى محفوظ بودن از شرّ آنها عبادت كردهاند مسئلهء يزدان و اهرمن كه دوّمى در ايران قديم مبدء شرور شناخته شده ، از همين جريان است و اللَّه اعلم .
در جملهء
أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ
به نظر مىآيد : مراد از ايمان آنست كه عقيده داشتند كه جنّ مىتواند نسبت به آنها جلب منفعت و دفع ضرر بنمايد لذا به آنها عبادت مىكردند .
42 -
فَالْيَوْمَ لا يَمْلِكُ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا وَ نَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّتِي كُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ
.
تفريعى است بر تبرّى و بيزارى ملائكه از مشركان ، يعنى معبودهاى باطل و مشركان مطلقا نفع و ضررى به هم ندارند ، در نتيجه ظالمان اهل آتش خواهند بود .