نكير : انكار كردن .
مثنى : دو تا دو تا . فرادى : يك تا يك تا .
جنة : ( به كسر - ج ) ديوانگى .
يقذف : قذف : انداختن . گذاشتن . آن در آيه ظاهرا به معنى نازل كردن است .
فزعوا : مضطرب شدند . فزع اضطراب ناشى از خوف است .
تناوش : نوش و تناوش به معنى اخذ و گرفتن است . « ناش الشيء نوشا :
تناوله » اين لفظ فقط يك بار در قرآن آمده است .
اشياعهم : شيعه : پيرو و پيروان . آن در مفرد و تثنيه و جمع به كار مىرود جمع آن اشياع آيد ، مراد از آن در آيه امثال و نظائر است ، زيرا كه اين گونه اشخاص از كارهاى يكديگر تبعيت و پيروى مىكنند .
شرحها
در تعقيب مسائل مشركان در اين آيات روشن شده كه اوّلا : در روز قيامت به ملائكه گفته مىشود : آيا اين مشركان شما را بندگى مىكردند ؟
ملائكه حاشا مىكنند و آن گاه معبودهاى باطل به حال مشركان نفعى نمىرسانند .
ثانيا : مشركان بعد از شنيدن آيات قرآن ، آنها را به دروغ و جادو نسبت مىدادند ، در جواب فرموده : اين نسبت بدون دليل است ، گذشتگان آنها نيز چنين حرفها گفتند ولى كارى از پيش نبردند و گرفتار شدند .
ثالثا : فرموده : دو تا دو تا ، تنها تنها دربارهء قرآن و پيامبر فكر كنيد ، او ديوانه نيست بلكه شما را از عذابى زودرس مىترساند . و خدا حق را به او