عوض رسالت خواسته است ولى آن هم بالاخره به نفع خود آنهاست .
در آيهء ديگرى آمده :
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلًا
فرقان / 57 و نيز :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
شورى / 23 ، دوستى اهل بيت و راه گرفتن به سوى خدا هر دو به نفع مردم است نه به نفع آن حضرت . از حضرت باقر عليه السّلام نقل شده : اين براى آنست كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از قوم خويش خواست كه اقاربش را دوست دارند و اذيت نكنند « 1 » .
آن گاه در بيان پاداش آن حضرت فرموده :
إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ . . .
خدا بر هر چيز ، از جمله به زحمات من شاهد است .
48 -
قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ
.
منظور از حق ، قرآن است يعنى بگو : قرآن را من از خود نساختهام بلكه آن را خدا به من القا مىكند آيه در رابطه با
وَ قالُوا ما هذا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرىً
است علام الغيوب تقديرش « هو علام الغيوب » است . اين ظاهرا در رابطه با آنست كه : خدا قرآن را به مصلحت وحى مىكند زيرا همهء غيبها از جمله مصلحت انسانها را مىداند و مصلحت از او غائب نيست .
49 -
قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ
.
اين براى مأيوس كردن اهل شرك است كه ديگر كارى در پيشبرد شرك نتوانند كرد . باطل نمىتواند چيز تازهاى را در مقابل حق شروع كند و نيز نمىتواند از كارهاى گذشته چيزى را دوباره اعاده نمايد نحو
هامش
( 1 )
« عن ابى جعفر عليه السلام فى قوله ما سئلتكم من اجر فهو لكم و ذلك ان رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله سئل قومه ان يوادوا اقاربه و لا يؤذونهم و اما قوله فهو لكم يقول ثوابه لكم » .