اين آيه در تعقيب آيهء :
قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ
است و دليل ديگرى در ردّ اصنام مشركين مىباشد . در جواب اين سؤال كه : كدام كس عوامل آسمانها و زمين را بهم پيوند داده و به شما روزى مىرساند ! مشركان جوابى ندارند ، و شايد آنها از جواب استنكاف داشتهاند ، لذا فرموده : « قل اللَّه » .
جملهء
وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ . . .
تتمهء بيان و تكميل آنست يعنى نمىشود شما و ما هر دو حق باشيم ، لا بد يكى از ما حق و ديگرى باطل است ، و چون رزق دهنده خداست على هذا ما بر حقّيم .
بعضى گفتهاند : اين جمله از نهايت انصاف قرآن است ، ولى اين چه انصافى است كه قرآن نسبت باطل بودن را و لو به طور احتمال به خودش بدهد ؟ ! 25 -
قُلْ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنا وَ لا نُسْئَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ
.
اين آيه در رابطه با آنست كه : تقصير هر كس به پاى خويش نوشته مىشود در عين حال مقدّمه است براى آيهء بعدى ،
عَمَّا أَجْرَمْنا
اگر راجع به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله باشد به طور مشروط است يعنى : اگر گناه هم كردم ضررى به شما نخواهم داشت .
26 -
قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنا رَبُّنا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ هُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ
راجع به حسابرسى خداست كه بعد از جمع كردن مردم در عرصات محشر به حساب آنها رسيدگى خواهد كرد ، وصف فتّاح عليم تعليل صدر آيه است كه خدا بسيار دادگر و در عين حال به كار بندگان دانا و آگاه است و اگر حكومت به حق نكند بر خلاف فتّاح و عليم بودن است .
27 -
قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكاءَ كَلَّا بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
.
استدلال ديگرى است بر نفى الوهيت بتها و استحقاق عبادتشان . « شركاء »