تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
در پيشگاه خدا نيست . رزق همه در دست خداست رسيدن به كارهاى همه خاصّ خداست . پيامبر بشير و نذير است ، قيامت حتمى است ، پس و پيش شدن ندارد . 22 -
قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ مِثْقالَ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ ما لَهُمْ فِيهِما مِنْ شِرْكٍ وَ ما لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ
در اين آيه بيان شده : معبودهاى باطل ، از جمله اصنام اهل مكّه نه مالك ذرّه‌اى از آسمانها و زمين هستند و نه بهره‌اى و شركتى در آنها دارند و نه كسى از آنها كمك و مددكار خداست . على هذا آنها معبود نمىتوانند باشند ، زيرا هيچكاره هستند .
لا يَمْلِكُونَ . . .
تعليل صدر آيه است يعنى : بخوانيد معبودهاى باطل را كه مىپنداريد و اگر بخوانيد آنها به دادتان نمىرسند ، زيرا به هيچ چيز در آسمانها و زمين مالك نيستند . . . اين يك استدلال بسيار قوى در ردّ معبودهاى باطل است . آنچه مطلقا حقّى در كائنات ندارد چگونه مىتواند معبود باشد ؟ ! ناگفته نماند در اين آيه ابتدا مالكيت معبودها ، سپس شراكت آنها و در مرتبه سوم همكارى آنها با خدا ، نفى شده است . 23 -
وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ
. اين قسمت از آيه يك مطلب كلّى است و آن اينكه : شفاعت شافعان فقط در حق كسى مفيد است كه خداوند اجازه بدهد ، نظير :
وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى
انبياء / 28 پس شرط اذن راجع به مشفوع است نه به شافع ، ولى در آيهء :
مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ
بقره / 255 راجع به شافع مىباشد « 1 » .
هامش
( 1 ) قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله ثلاثة يشفعون الى اللَّه فيشفعون / الانبياء ثم العلماء ثم الشهداء » خصال صدوق حديث 169 .