تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
خوف از قلوب شافعان برود گويند : خدايتان چه فرمود ؟ گويند : حق را فرمود او و الا و بزرگ است . 24 - بگو چه كسى از آسمانها و زمين به شما روزى مىدهد ؟ بگو : خدا ، ما يار شما در هدايت يا در ضلالت آشكارى هستيم . 25 - بگو از گناه ما مسئول نمىشويد ، و ما از آنچه شما مىكنيد مسئول نخواهيم بود 26 - بگو : پروردگار ما ، ما را در يك جا جمع مىكند ، سپس ميان ما به حق داورى مىكند اوست داور كامل و دانا . 27 - بگو : به من نشان دهيد كسانى را كه به صورت شريك به خدا لاحق كرده‌ايد ، نه بلكه اوست خداى توانا و حكيم . 28 - ما تو را نفرستاديم مگر باز دارنده از گناه كه مژده ده و انذار كننده‌اى ، اما بيشتر مردم نمىدانند . 29 - مىگويند : وعده قيامت كدام وقت است اگر راستگوييد ؟ 30 - بگو : براى شما وعدهء روزى است كه از آن تأخير مىكنيد و جلو نمىافتد .

كلمه‌ها

زعمتم : زعم : قول باطل و دروغ . راغب گويد : آن حكايت قولى است كه در آن دروغ هست . ذره : مورچهء ريز . دانهء غبار . مثقال : سنگينى . و نيز سنگى كه با آن وزن مىكنند . شرك : شرك ( به فتح اول ) : شريك شدن و به كسر آن به معنى شريك و نصيب آيد ، مراد از آن در آيه نصيب و بهره است . فزع : فزع : ( بر وزن فرس ) خوف و ناراحتى كه از خوف ناشى است تفزيع : ترسانيدن . و از بين بردن ترس ، معناى دوم در صورتى است كه با « عن » باشد : « فزّعه : اخافه ، فزع عنه : كشف خوفه »