مراد از « سلطان » در آيه تسلّطى است كه نتيجهاش اجبار باشد ، شيطان اين تسلّط را ندارد چنان كه خودش در قيامت به اهل جهنم خواهد گفت :
وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ . . .
ابراهيم / 22 .
منظور از مستثنى تسلّط وسوسهاى و اغوايى است يعنى ما شيطان را امكان اغواء و وسوسه نداديم مگر براى آنكه معين كنيم كدام كس به آخرت ايمان ندارد و كدام كس در شك است « 1 » آنها كه در شك هستند از شيطان پيروى مىكنند از اين معلوم مىشود كه اعتقاد به آخرت ، انسان را از اعمال بد و پيروى شيطان كنار مىكند ، نه فقط ايمان به خدا و رسول صلّى اللَّه عليه و آله ، « لنعلم » در آيه به معنى اظهار است . عملى شدن اين امتحان گروهى را در راه توحيد . تكامل مىدهد و گروهى را در راه شرك به حضيض ذلت مىبرد .
وَ رَبُّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ
.
اعمال صالحه و پيروى از شيطان را حفظ مىكند و بشر را روى آن پاداش يا كيفر مىدهد .
هامش
( 1 ) طبرسى رحمه اللَّه فرموده : « انا لم نمكنه من اغوائهم و وسوستهم الا لنميز بين من يقبل منه و من يمنع » .