احمر » از صنعاء تا سوريه فعلى امتداد داشته است ، اين فاصله كه اكنون اكثرا ريگزار و بيابانهاست ، آن موقع آباد بودهاند ، تاريخ شاهد گوياى تمدن عظيم گذشته در يمن و قسمت جنوبى جزيرة العرب است .
قُرىً ظاهِرَةً
نشان مىدهد كه آن آباديها به قدرى نزديك بودند كه از يكديگر ديده مىشدند .
قَدَّرْنا فِيهَا
حاكى است كه فاصله ميان آن روستاها متناسب و شبيه هم بوده است و يا مسافرت و منزل كردن در آنها و در بين آنها به آسانى صورت مىگرفته است . در بعضى از روايات
قُرىً ظاهِرَةً
به ائمه عليهم السّلام و در بعضى به علماء تفسير شده آن از باب تطبيق است .
ناگفته نماند :
وَ جَعَلْنا . . .
عطف است بر
لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ . . .
و آيهء 16 و 17 معترضه است
سِيرُوا فِيها . . .
حكايت از امنيت راهها دارد كه مسافران در شب و روز به ايمنى مسافرت مىكردهاند .
19 -
فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ
آنها از وفور نعمت خسته شدند ، لذا آرزو كردند كه سفرهايشان دور و پر از رنج باشد ،
رَبَّنا باعِدْ . . .
زبانحال و گفته ضمير آنهاست نه اينكه در زبان گفته باشند . به نظر مىآيد : راه استفادهء صحيح از نعمت را از دست داده و به آن عادت كرده و از يك نواختى آن خسته شدهاند .
ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ
يعنى با ارتكاب معاصى به خودشان ظلم كردند ، نتيجه آن شد كه تار و مار شدن آنها ، خبر تازه گرديد و خبرهاى ديگر را تحت الشعاع قرار داد .
مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ
يعنى در حدّ عالى و كامل پراكندهشان كرديم و آن اينكه ديارشان خراب ، عدّهاى كشته شدند ، بقيّه به جاهاى ديگر كوچ