حاكى است كه اول آن حضرت ذكر مىگفته و سپس آنها به صداى او جواب مىدادهاند ، ظاهر آيات آنست كه از جبال و پرندگان صدا مىآمد و داود عليه السّلام آن را مىشنيد ، امّا اينكه ديگران نيز مىشنيدند ، ظاهرا نه .
به حكم :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
اسراء / 44 همه موجودات نسبت به خدا ، زنده و داراى شعور مىباشند ولى تسبيح كوهها با داود ظاهرا تسبيح ديگرى است .
در كمال الدين از حضرت صادق صلوات اللَّه عليه دربارهء داود عليه السّلام نقل شده
« و كان اذا قرء الزبور لا يبقى جبل و لا حجر و لا طائر الا اجابه »
« 1 » .
« و الطير » منصوب است به علّت عطف بر محل جبال ، زيرا تقدير آن « سخرنا له الجبال » است .
مراد از
أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ
شايد آن باشد كه خداوند به او آموخت چگونه آهن را به صورت سيم نازك در آورد و زره ببافد .
11 -
أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
صدر آيه نوعى تفسير است براى
أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ
يعنى آهن را نرم كرديم كه زرههاى فراخ و هم حلقه بساز .
وَ اعْمَلُوا صالِحاً
چون بعد از بيان فضل آمده معنايش چنين مىشود : براى شكر نعمت خدا ، اعمال صالح انجام دهيد . تو و قوم تو .
12 -
وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ
بيان فضل خداوند است نسبت به سليمان . جريان تسخير باد در سورهء انبيا / 81 و در سورهء ص / 36 نيز آمده است در صافى و الميزان از تفسير قمى نقل شده
هامش
( 1 ) از الميزان از كمال الدين صدوق .