تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
به احتمال نزديك به يقين مراد از امانت دين و تكليف است ، منظور از عرض و نشان دادن به آسمانها و زمين و امتناع آنها ، عدم صلاحيت قبول در وجود آنهاست به عبارت ديگر خلقت آنها طورى بود كه قدرت حمل بار امانت را نداشتند . ولى انسان قدرت آن را داشت كه حمل كند و حمل كرد . اگر گويند : چرا اول عرضه شدن به آسمانها و زمين ذكر شده است ؟ گوئيم : آن براى نشان دادن عظمت و قابليت انسان است يعنى : چيزى را كه آسمانها و زمين و كوه‌ها نتوانستند حمل كنند ، تو اى انسان حمل كرده‌اى . منظور از « حملها » آن نيست كه همهء انسانها آنها را قبول كرده‌اند بلكه مراد آنست كه انسان بما هو انسان اين قدرت و قابليت را داشته است .
إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا
تعليل حمل امانت است وصف ظلوم و جهول منحصر به انسان است ، غير انسان با آن دو وصف توصيف نمىشود . انسان مىتواند به وسيله امانت الهى خود را از ظلوم و جهول بودن خارج كند و به مقام
أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ
برساند به عبارت ديگر : آسمانها و زمين و كوه‌ها زمينهء ظلم و جهل را ندارند لذا حمل امانت در آنها تأثيرى ندارد و نمىتوانند عادل و عالم باشند به عكس انسان كه مىتواند عادل و عالم باشد و از ظلم و جهل بر كنار گردد . در الميزان فرموده : با دو وصف علم و عدل چيزى مىتواند متصف باشد كه قابل ظلم و جهل هم بوده باشد ، اينكه انسان در حدّ نفس و به حسب طبع خود ظلوم و جهول است ، مصحح ، حمل امانت الهيه مىباشد .
أَشْفَقْنَ مِنْها
ظاهرا در رابطه با عظمت امانت است در عين حال حاكى از شعور آنهاست . ناگفته نماند : منظور از ظلوم و جهول ، شأنيت و زمينهء ظلم و جهل است