نظير
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
الشمس / 8 ، معنى آيه چنين مىشود : انسان امانت را حمل كرد زيرا كه شأنا ظلوم و جهول بود و مىتوانست به عدل و علم راه يابد .
الميزان امانت را ولايت الهيه و كمال حاصل از اعتقاد و عمل صالح مىداند بعضى آن را احكام و فرائض ، بعضى امانتهاى مردم و وفا به عهد ، بعضى عقل ، بعضى كلمه لا إله الا اللَّه ، بعضى اعضاء بدن كه امانتهاى الهى هستند ، بعضى خليفه خدا بودن چنان كه فرموده :
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
بعضى اختيار ، و بعضى معرفة اللَّه گفتهاند ، الميزان در بيان نظر خود استدلالى دارد كه بايد در آنجا مطالعه شود . در خاتمه دو نكته ياد آورى مىشود :
1 - امانت چيزى است كه پس از استفاده بايد به صاحب آن باز گردد على هذا دين يك امانت الهى است كه براى بهره بردارى در اختيار انسان قرار گرفته ، آن گاه به طرف خدا باز خواهد گشت . الف و لام آن براى عهد است .
2 - در روايات اهل بيت عليهم السّلام آمده :
« هى ( الامانة ) ولاية امير المؤمنين »
و در بعضى از حضرت رضا عليه السّلام نقل شده :
« فقال الامانة الولاية من ادّعاها به غير حق كفر »
اين روايات بنا بر آنچه در معنى امانت اختيار كرديم از باب بيان مصداق مىباشد .
73 -
لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً
.
لام در « ليعذب » به معنى غايت و عاقبت است ، يعنى : عاقبت حمل امانت آن خواهد بود كه منافقان و مشركان در اثر خيانت به امانت مورد عذاب واقع مىشوند ، كه منافق به طور پنهان و مشرك به طور آشكار ، امانت را خيانت كردهاند .
در اين ، عاقبت زن و مرد فرقى ندارند .