هفتم -
وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها خالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ
در مجمع البيان و تفسير بيضاوى و الميزان فرموده : مراد زنى است كه بدون مهر ، خود را به پيامبر هبه كند اين فقط مخصوص به پيامبر است و براى مؤمنان نيست
وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً
يعنى و حلال كردهايم بر تو زن مؤمنى را كه . . .
إِنْ أَرادَ . . .
حاكى است كه آن حضرت در قبول اين درخواست مجبور نيست .
طبرسى رحمه اللَّه فرموده : اختلاف است در اينكه آيا چنين چيزى اتفاق افتاده است يا نه ، ابن عباس گفته است چنين كارى اتفاق نيافتاد . به قولى ميمونه دختر حرث از زنان آن حضرت نفس خويش را بدون مهر به آن حضرت بخشيده بود در قول ديگر زينب دختر خزيمه و در قول سوم زنى از بنى اسد بنام ام شريك دختر جابر بود . اين قول از امام سجاد صلوات اللَّه عليه نقل شده است .
در كافى از حلبى از امام صادق عليه السّلام در ضمن خبرى نقل شده :
« و احلّ له ان ينكح من عرض المؤمنين به غير مهر و هى الهبه » ( كافى كتاب نكاح باب ما احل للنبى من النساء ) .
گويند وقتى كه ام شريك خود را به آن حضرت بذل كرد ، عايشه گفت :
زنان چرا خود را بدون مهر بذل مىكنند ؟ آيه در جواب او نازل شد ، عائشه به آن حضرت گفت : خداى تعالى در هواى نفس تو سرعت مىكند ؟ حضرت فرمود : اگر تو هم اطاعت خدا كنى چنين خواهى بود .
ناگفته نماند : اين كار تعجب آور نيست ، فرق آن با سائر ازدواجها فقط نبودن مهر است ، ما دربارهء زنان آن حضرت در سورهء نساء به تفصيل سخن گفتهايم .
قَدْ عَلِمْنا ما فَرَضْنا عَلَيْهِمْ فِي أَزْواجِهِمْ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ
.
فرض در اينجا به معنى تعيين است و اين نشان مىدهد كه اختصاص بذل