و به طور خوب رهايشان نمائيد .
50 - اى پيامبر ما زنانت را كه مهريهء آنها را دادهاى براى تو حلال كردهايم و نيز آنچه از غنائم و انفال مالك شدهاى و دختران عمو و عمههايت و دختران دايى و خالههايت كه با تو هجرت كردهاند و زن مؤمنى اگر نفس خود را به پيامبر بذل كند اگر پيامبر بخواهد نكاحش نمايد اين مخصوص تو است غير از مؤمنان ، آنچه را كه براى آنها دربارهء زنان و كنيزانشان تعيين كردهايم مىدانيم ، تا بر تو حرجى نباشد ، خدا آمرزنده و مهربان است .
51 - از آنها هر كه را بخواهى كنار مىكنى و هر كه را بخواهى پيش خود مىآورى و زنى را كه مايل باشى از آنكه كنار كردهاى بر تو گناهى نيست ، اين حكم نزديكتر است به اينكه چشمشان روشن شود و محزون نباشند ، و همهءشان به آنچه دادهاى راضى شدند ، خدا آنچه را كه در قلب داريد مىداند .
52 - بعد از اينها زنان ديگر بر تو حلال نيستند و جايز نيست زنان ديگرى به جاى آنها عوض گيرى و لو اينكه زيبايىشان به اعجابت وا دارد ، مگر آنچه مالك شدهاى خدا بر هر چيز مراقب است .
كلمهها
عدة : ( بكسر اول ) : شىء معدود . « العدة هى الشيء المعدود » عدهء زن مطلقه مدت معدود كه بايد در آن از ازدواج خوددارى نمايد « تعتدونها » يعنى مىشماريد آن را وعده نگاه مىداريد آن را .
سراحا : سرح و سراح : رها كردن ( احزاب / 28 ) .
افاء : يعنى برگردانيد . فيء ( بفتح اول ) : رجوع . « فاء فيئا : رجع » ترجى : ارجاء : تأخير « ارجا الامر : اخره » منظور از آن در آيه ترك كردن و دور كردن است .
تؤوى : اوى : نازل كردن و لاحق نمودن . « تؤوى » : نازل مىكنى .