و مادرش سفارش نموديم آن گاه از حكمتهاى او كه در رابطه با اعتقاد و عمل به فرزندش ياد داده است بيان مىشود .
12 -
وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ
.
اين آيه مقدمهء آيات بعدى است ، مراد از حكمت فهم و درك و تشخيص است
أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ
تفسير حكمت و از مصاديق حكمت مىباشد زيرا شكر نعمت دانستن منعم را لازم گرفته است ، به قولى آن « قلنا له اشكر للَّه » است .
آن گاه در يك قاعده فرموده : هر كه شكر كند به نفع خود كرده زيرا لازمهء شكر ، معرفت خدا و ارتباط به او در قلب و زبان است و به حكم
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
ابراهيم / 7 شكر نعمت ، افزونى آن را در بر دارد پس شكر سبب تقرب به خدا و مزيد نعمت است ، وانگهى كفران نعمت به ضرر خود انسان است ، زيرا خدا از شكر مردم بىنياز است و بى آنكه او را حمد كنند ، محمود و پسنديده است .
الميزان مىگويد : مضارع آمدن « يشكر » و ماضى آمدن « كفر » دال بر آنست كه : شكر در صورت استمرار مفيد است ولى كفر يك دفعهاش هم در مضر بودن كافى است .
13 -
وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لِابْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
.
لفظ « بنى » مصغر « ابن » و مضاف به ياء متكلم است استعمال اين كلمه براى افاده رحمت و مهربانى است يعنى اى پسر عزيزم .
اين يكى از موعظههاى لقمان به پسرش است كه به او جهت مىدهد و به توحيد خداوند راهنمايى مىكند نه مانند لهو الحديث .
لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
حدّى براى آن متصور نيست ، ظلم در اصل به معنى ناقص