فكر كند : اين هر دو در دست خداست و خدا را از آن غرضى هست ، اين آيه قريب المضمون است با آيات
فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ
فجر / 15 و 16 .
به هر حال « اذاقه » و « مس » هر دو حاكى از قلت و جزئى بودن است « إذا » ى اول شرطيه و « اذا » ى دوم فجائيه است ، رحمت به خدا نسبت داده شده زيرا آن فيضى از جانب خدا ، ولى سيئه به خدا نسبت داده نشده است چون سيّئه اولا و بالذات مورد نظر خدا نيست بلكه ثانيا و بالعرض به انسان عارض مىشود لذا در تعليل آن فرموده :
بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ
نظير آيهء
فَرِيقاً هَدى وَ فَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ . . .
اعراف / 30 .
37 -
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
.
يعنى : شادمان بودن به وقت نعمت و مأيوس بودن به وقت گرفتارى ، اشتباه است ، چون اين هر دو در دست خداست ، بايد به فكر بود كه خدا از پيش آوردن آن دو چه غرضى دارد ، در اين قبض و بسط آياتى است براى آنان كه به حق تسليم مىشوند ، گرفتاريها و مصيبتها ، امام حسينها را ، ابو ذرها را چنان نورانيت داد كه چشمها را خيره مىكند ، قدرتها و تواناييها ، معاويهها ، يزيدها را چنان به چاه ويل فرو كرد كه عبرة للناظرين شدند .
ناگفته نماند : منظور از « يقدر » آن نيست كه خداوند انسانى را گرسنه و برهنه بگذارد و بگوئيم : اين امتحان و آزمايش خداست . بلكه از
وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ
معلوم مىشود منظور از « يقدر » آنست كه در اثر پيشآمدها و بلاها زندگى بر انسان تنگ شود اين مطلب به طور تفصيل در ذيل آيهء
فَأَمَّا