چنين است : « و من آياته قيام السماء و الارض بامره ثم دعوتكم من الارض » .
ناگفته نماند « اذا » ى اول شرطيه و « اذا » ى دوم فجائيه و قائم مقام جزاء است ، نكره آمدن « دعوة » حاكى از عظمت و مرموز بودن آن است يعنى دعوت بخصوصى كه سبب زنده شدن انسانها مىگردد ، « من الارض » ظاهرا متعلق به « دعاكم » است .
26 -
وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ
.
اين آيه تكميل مسئلهء معاد در آيهء سابق است منظور از
مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
انسانها و جن و شياطين است كه قيامت در حق آنها خواهد بود ، شايد شامل ملائكه هم باشد ، مراد از « قانتون » ظاهرا اطاعت تكوينى است ، به قول راغب ، قنوت به معنى دوام اطاعت توأم با خضوع است ، يعنى : هر كه در آسمانها و زمين هست خاص خداست ، از خود چيزى ندارند و همه از نظامى كه در آفرينش و زندگى و مردن هست اطاعت مىكنند على هذا دعوت آنها از زمين و زنده كردنشان حتمى است و جاى بعدى ندارد .
27 -
وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
.
استدلال ديگرى است دربارهء معاد ، « يبدء » دلالت بر استمرار دارد يعنى پيوسته شروع مىكند و مىآفريند ، اما « يعيده » فقط خبر از وقوع قيامت است استدلال بدينگونه است ، كه آنكه قدرت آفرينش اولى را دارد قدرت اعادهء آن را نيز دارد ، زيرا حكم اول و آخر يعنى حكم آفرينش و اعادهء يكى است بلكه دومى از اولى آسانتر است اين يكى از راههاى استدلال قرآن به معاد است كه در آخر سورهء « حجر » مشروحا گفته شد .
در جملهء
وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ
ضمير اول راجع به اعاده است كه از « يعيده » فهميده مىشود و ضمير « عليه » راجع به خدا مىباشد .