اين آيه راجع به تدبير و نفوذ مشيت خدا در ادارهء جهان است ،
خَوْفاً وَ طَمَعاً
در مقام آنست كه از ديدن برق و احتمال برق زدن مىترسيم و طمع آمدن باران داريم ، خوفا و طمعا هر دو تميز هستند ، يعنى خدا براى ايجاد خوف و طمع در شما ، برق را به وجود مىآورد .
« يريكم » در جاى مصدر آمده و در معناى « و من آياته ارائتكم البرق . . . » است ، لذا احتياج به تقدير « ان » ندارد ، بعضىها در آن « ان » مقدر كردهاند مانند
أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ
.
جريان تشكيل ابرها و آمدن بارانها . چندين بار در قرآن مجيد بيان شده است ، آفتاب بر سطح درياهايى كه در هزار فرسخ در هزار فرسخ وسعت دارند مىتابد ، آبها تبخير مىشوند ، جريان باد ابرها را به سوى خشكىها حركت مىدهد ، آن گاه به شكل باران و برف به زمين مىريزند ، زمين مرده ، زنده مىشود و انواع نباتات و ميوهها به وجود مىآيند .
اگر اين عمل نبود در زمين چيزى نمىروئيد و از چاه . قنات : چشمه ، رودخانه خبرى نبود و در نتيجه ، زندگى نبود .
در كتابهاى علمى نوشتهاند : حركت صاعقه سى هزار بار از گلولهء تفنگ سريعتر است ، حيات نباتى بدون صاعقه محال است ، زيرا هشتاد درصد جو زمين را « ازت » تشكيل داده و بر روى هر كيلومتر از زمين هشت ميليون و ششصد هزار تن ازت قرار دارد ، ازت براى تغذيهء نبات كمال ضرورت را دارد ولى بدان صورت قابل جذب نيست .
اما در مسير صاعقه مولكولهاى هوا به سى هزار درجه حرارت مىرسد و ازت با اكسيژن تركيب و به « اكسيد ازت » تبديل مىگردد كه قابل حل در آب است ، آنها در دانههاى باران حل شده و به شكل « اسيد نيتريك »