آسمانها و زمين همه ممكن الوجوداند ، ممكن الوجود چيزى است كه ذات و ماهيت او نه اقتضاى وجود دارد و نه اقتضاى عدم ، بلكه ممكن است باشد و ممكن است نباشد ، و بدون علّت به وجود نمىآيد و اگر ديده شد كه به وجود آمده است يقين مىكنيم كه علتش موجود بوده است .
على هذا خلقت آسمانها و زمين طبق برهان ( امكان و وجوب ) اول دليل بر وجود خالق تواناست ، نظامات متقن آن دو ، و روشنگر هدفدار بودن و دخالت و نفوذ ارادهء خداوندى است .
منظور از
اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ
ظاهرا اختلاف لغات است مانند عربى ، فارسى ، اردويى و امثال آن ، اختلاف لغات دليل آنست كه در انسان نيروى بيان ما فى الضمير وجود دارد ، مىتواند كلماتى جعل كرده و با آن ، آنچه در باطن دارد آشكار كند ، حتى اگر دو نفر بچه را در محلى بگذاريم و با آنها سخن نگوئيم از خود كلماتى ساخته و با آنها مطالب خويش را به يكديگر خواهند فهمانيد .
به نظر مىآيد : اين آيه در بيان قدرت و توانايى خداست گر چه به وجود خداوند نيز دلالت مىكند ، على هذا يكى از دلائل قدرت خدا آنست كه به انسانها توانايى داده كه بتوانند لغت جعل كنند و به وسيله آن مطالب خويش را به يكديگر بفهمانند اختلاف لغات آنها دليل توانايى خداست كه اين امكان را به آنها داده است ديگر مجبور نيستند داراى يك لغت باشند نظير :
خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ
رحمن / 4 .
مىشود گفت : مراد از « الوانكم » اشكال است فيروزآبادى در قاموس و شرتونى در اقرب الموارد در معناى لون گفتهاند : « اللون : ما فصل بين الشيء و بين غيره » على هذا اختلاف الوان همان اختلاف اشكال و صورتهاى انسانهاست .
مىدانيم كه خداوند هر يك از انسانها را در شكل و قيافهء بخصوصى آفريده كه از