تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
موضع گيرى مىكنند كه كفار و مشركان بالاخره طبق ناموس خلقت فانى و تار و مار مىشوند ولى حق پايدار و ماندنى است ، گذشتگان از اهل مكه قويتر بودند ، زمين را زير و رو كردند و بيشتر از آنها آبادانى به وجود آوردند ، بالاخره كارى از پيش نبردند ، تازيانه انتقام بر سرشان باريدن گرفت .
وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
يعنى پيامبران وسائل سعادت را براى آنها آوردند ، آن هم نه چيزهاى مبهم و مشكوك ، بلكه بينات و دلائل آشكار ، ولى آنها تسليم نشدند ، عكس العمل كارشان همان نابود شدن بود بى آنكه خدا به آنها ظلم كند آرى كسى كه بناى تسليم نشدن دارد با او چه مىشود كرد ! 10 -
ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ
. اين آيه توجيهى است بر
فَما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ
يعنى در اثر تكذيب آيات اللَّه و بيناتى كه پيامبران آوردند ، داراى حالت بد و ملكه گناه شدند و مصداق
أَحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ
گرديدند كه طبق عدالت خدا و ناموس دهر ، سزايشان فقط نابود شدن بود ، مىشود مراد از آن عذاب باشد يعنى سپس عاقبة بد كاران عذاب شد . على هذا « عاقبة » خبر كان و « السوأى » اسم آن و
أَنْ كَذَّبُوا
تعليل آنست و تقدير آن « لان كذبوا . . . » مىباشد . بعضىها گفته‌اند : سواى مفعول « أساءوا » و جمله
أَنْ كَذَّبُوا
خبر « كان » است ، البته اين سخن بنا بر قرائتى است كه « عاقبة » را مرفوع خوانده است يعنى سپس عاقبت گناهكاران ، به تكذيب آيات خدا انجاميد ولى وجه اول با آيه