از همهء اينها معلوم شد ، جهان روى يك نظام اتم و معيار متقن و عدالت تام مىچرخد .
على هذا در اين دو آيه نتيجه گرفته شده كه خدا از هر نقص و ظلم منزه است و حمد و ثنا در جهان در مقابل نعمت و عدالت ، خاص او است در تكميل تفسير اين دو آيه چند مطلب بايد بررسى شود :
اول -
وَ عَشِيًّا وَ حِينَ تُظْهِرُونَ
عطف است بر
حِينَ تُمْسُونَ
يعنى : خدا منزه است وقتى كه داخل شب مىشويد و وقتى كه صبح مىكنيد و وقت عصر و و آن گاه كه وارد ظهر مىشويد ، على هذا
وَ لَهُ الْحَمْدُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
جمله معترضه است . علت اينكه بجاى « و عشيا » فعل « تعشون » مانند « تمسون » و « تصبحون » نيامده است آنست كه از « عشى » فعل بسته نمىشود چنان كه در الميزان فرموده است .
دوم - در اين دو آيه تسبيح مخصوص شده به زمانها و تحميد به مكانها ، الميزان در توجيه آن مىگويد : آنچه در آسمانها و زمين از خلقت و تدبير موجود است به علت خوبى و كمالش مستدعى حمد و ثناى خداى سبحان مىباشد و نيز انسان در مسير روزگار و تغيير اوقات و زمانها ، داراى انواع شرك و معصيت است كه خدا از همهء آنها منزه و پاك مىباشد ، يعنى هر چه در اين اوقات شرك مىآوريد خدا از آن مبرّاست .
سوم - ظاهر دو آيه آنست كه : خداوند خود براى خود انشاء حمد و تسبيح مىكند ، نظير
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى
اسراء / 1 ، و نظير
وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
صافات / 181 ، از الميزان .
به نظر بعضىها ، اين افعال ، انشاء به صورت اخبارند يعنى : وقتى داخل شدن