نشود و به طور مدام موجود و معدوم بشود و همهء زندگى به صورت منزلها باشد اين كار عبث خواهد بود ولى خدا آنها را به حق آفريده است نه به عبث ، جهان و زندگى و طبيعت مساوى است با زوال و تغيير و اگر انجام نداشته باشد لغو و بيهوده خواهد بود .
وانگهى ممكن است كسى بگويد : چه مانعى دارد كه زوال و حدوث به طور دائم باشد و هر لاحق ، نتيجه و غايت سابق خود باشد ، در جواب فرموده :
اينهم صحيح نيست چون خدا آنها را با
أَجَلٍ مُسَمًّى
آفريده است . اختيارى از خود ندارند تا پيوسته و الى الابد باشند .
ناگفته نماند : استناد به كلمهء
فِي أَنْفُسِهِمْ
( با آنكه تفكر فقط در نفس و در ضمير ممكن است ) شايد براى آن باشد كه انسان را به باطل و ضمير خود متوجه كند كه اگر به باطل خود برگرديد راز اين مطلب گشوده خواهد شد .
على هذا جملهء
وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ . . .
در آخر آيه در مقام بيان آنست كه اكثر مردم به باطن خود رجوع نمىكنند و در نتيجهء ، به لقاء اللَّه و رجوع الى اللَّه كافر هستند .
در آخر بايد دانست اگر مراد از آسمانها ، اجرام و كواكب و ستارگان باشد مراد از
ما بَيْنَهُما
انسان ، حيوان ، نباتات ، هوا ابرها و ساير چيزهايى است كه ما بين زمين و آسمانها موجود مىباشند مثلا انسان نه جزء زمين و نه آسمان است ، بلكه ما بين آنهاست لفظ
ما بَيْنَهُما
بعد از
السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
مجموعا بيست بار در قرآن مجيد آمده است .
9 -
أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوها أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوها
اين آيه يك هشدارى است به مشركان و همهء آنان كه در مقابل دعوت انبياء