اين آيه در رابطه با آنست كه هدف مشركان كه زندگى دنياست يك هدف درستى نيست ، زيرا دنيا فانى و زودگذر و نوعا خيالى و وهمى است ، لهو آنست كه انسان را از مهم خود مشغول كند . و باز دارد ، زندگى دنيا لهو است كه انسان را از حيات جاودانى آخرت مشغول مىكند ، لعب كارى است كه نتيجهء آن خيالى است مانند بازى كودكان .
در اين آيه ، زندگى دنيا لهو و لعب خوانده شده و اين يك ترسيم واقعى از زندگى دنياست در قبال آخرت كه زندگى واقعى و پيوسته است لهو و لعب بودن دنيا را بايد در فانى بودن آن جستجو كرد و نيز بايد در اينكه زندگى دنيا ، هدف از خلقت انسان نيست بررسى نمود چنان كه از مقابلهء آيهء
وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ
كاملا معلوم مىشود ، مخصوصا نسبت به زندگى فرد فرد انسانها كه هفتاد هشتاد سال بيش نيست ، رياست ، مال ، ثروت ، مقام و امثال آن همه اعتبارى و زودگذر مىباشند .
لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
اى كاش مشركان يا مطلق انسانها ، اين واقعيت را مىدانستند .
65 -
فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ
« 1 » .
بيان ديگرى است در زمينهء محكوم كردن مشركان كه چون سوار كشتى مىشوند ، احساس مىكنند كه از بتها كارى ساخته نيست بايد به خدا روى آورند ، اين يك تناقص ديگرى از آنهاست
مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
حاكى است كه يقين مىكنند جز خدا كسى نمىتواند آنها را نجات بدهد لذا بندگى و تضرع
هامش
( 1 ) « ركبوا » متعدى بنفس است آمدن « فى » براى تضمين معناى استقرار است يعنى « فاذا استقروا فى الفلك » .