را خاص او مىكنند .
فَإِذا رَكِبُوا
تفريع است بر آيات سابقه ، يعنى حالشان آنست كه چون در وقت سؤال از خلقت آسمانها و زمين ، و آمدن بارانها و روئيدن نباتات ، جواب مىدهند كه خدا ، پس چون سوار كشتى شوند خدا را مىخوانند . . .
مشركان و انسانهاى مريض القلب تا به وسائل مادى اميد دارند ، خدا را فراموش مىكنند ولى چون زلزله يا طوفان يا مرض لا علاج آمد و يا سوار كشتى شدند ، احساس مىكنند كه وسائل مادى از كار افتاد ، آن وقت رو به خدا مىآورند . ولى چون خدا از آن مخمصه نجاتشان داد باز به حالت شرك بر مىگردند .
66 -
لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
.
بعضىها لام هر دو فعل را لام امر غائب گرفتهاند ، يعنى كفران نعمت بكنند و از زندگى لذت ببرند به زودى سزاى عملشان را خواهند ديد ، لذا بعضىها لام
لِيَتَمَتَّعُوا
را ساكن خواندهاند كه به وقت وصل ساكن مىشود در اين صورت نظير آيهء :
اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
فصلّت / 40 خواهد بود .
بعضىها هر دو لام را به معنى « كى » گرفتهاند ، يعنى تا كفران كنند به آنچه ما به ايشان دادهايم و تا لذت ببرند . . . نظير اين آيه است آيهء
لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
روم / 34 .
67 -
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ
.
تذكر ديگرى است كه امن بودن حرم مكه نيز ربطى به بتهاى آنها ندارد ، بلكه خدا آنجا را حرم امن قرار داده است ، ناگفته نماند : در آن