مشورتى ، كشتن با شمشير و سوزاندن در آتش هر دو مطرح شده بالاخره تصميم به سوزاندن گرفتهاند ، در
فَأَنْجاهُ اللَّهُ . . .
حذفى هست يعنى : قصد سوزاندن او را كردند و در آتش انداختند ، پس خدا نجاتش داد . غرض از « لايات » حجتها و عبرتهاست ، « يؤمنون » يعنى كسانى كه به حق تسليم مىشوند و از لجاجت بدور هستند .
25 -
وَ قالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ وَ يَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً وَ مَأْواكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ ناصِرِينَ
.
اين آيه درصدد بيان آنست كه : شما در بت پرستى به مسئلهء عاطفه متوسل شدهايد كه چون پدرانتان بت پرستان بودهاند ، نمىخواهيد دست از بت پرستى برداريد ، محبت و مودت پدران و گذشتگان شما را چنين كرده است .
نظير سخن مشركان كه در جواب پيامبران مىگفتند :
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ
زخرف / 22 . چنان كه در سوره انبياء / 53 و در سورهء شعراء / 74 آمده است كه مشركان چنين جوابى به آن حضرت دادهاند .
على هذا منظور از « بينكم - بعضكم ببعض » مشركان قوم آن حضرت و پدران و بزرگان آنهاست ، يعنى در دنيا به حكم عاطفه چنين كارى مىكنيد ولى در آخرت به يكديگر لعنت كرده و از يكديگر بيزارى خواهيد نمود ،
كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها
در جاى ديگر آمده كه خواهند گفت :
رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً
احزاب / 67 - 68 .
« مودة » از لحاظ تركيب مفعول له است و از امير المؤمنين و امام صادق عليهما السّلام نقل شده : مراد از كفر در آيه برائت و بيزارى است .