تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
كرد ، آن گاه اجازهء قتال و وعدهء نصرت مىدهد و در تعقيب وعدهء نصرت مىگويد اگر اين دفع و نصرت نبود ، كفار آثار پيامبران را از بين برده بودند ، هر كس دين خدا را يارى كند ، خدا بىشك او را يارى خواهد كرد . آن گاه مىگويد : اگر در اين وعده تو را تكذيب كنند تازگى ندارد ، پيامبران گذشته را نيز تكذيب كردند ولى بالاخره وعدهء خدا جاى خود را گرفت اگر اينها در زمين سفر كنند و آثار گذشتگان را به بينند ، صدق گفتار ما بر آنها ثابت خواهد شد ، از تو عذاب موعود را به عجله مىخواهند ، خدا عجله نمىكند ولى وعده‌اش حتمى است ، چنان كه در گذشته نيز در عذاب ديگران عجله نكرد و مهلت داد ، اما در آخر به وعده‌اش عمل نمود . 38 -
إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ
اين آيه مقدمهء آيه بعدى است ، علّت دفع خدا همان ايمان است چنان كه فرموده :
وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ
روم / 47 ، پس آمدن وصف ايمان اشاره به علّت دفع خداست چنان كه خائن و كفور بودن دليل منكوب شدن از جانب خداست ، به عبارت ديگر : خدا شرّ كافران را از مؤمنان دفع مىكند زيرا كه آنها ايمان دارند و كافران ، خائن و كفور هستند ، « كفور » در آيه مبالغهء كافر است ، مفعول « يدافع » محذوف است . 39 -
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ
. لفظ « يقاتلون » به صيغهء مجهول است ، كلمهء « ان يقاتلوا » در آيه مقدر است ، يعنى « اذن للذين يقاتلون ان يقاتلوا » به مؤمنان كه مورد قتال واقع شده‌اند اذن داده شده كه جنگ كنند ، « بانهم » تعليل اذن مىباشد ، جملهء اخير وعدهء نصرت به مؤمنين است . 40 -
الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 55 | على اكبر قرشى بنابى