آن به معنى انكار است كه لازمهاش عقوبت است و به معنى عذاب و عقوبت آيد .
كاين : اى بسا ، اين لفظ مركب است از كاف تشبيه و اىّ منون مانند « كم » و اغلب افادهء كثرت مىكند ، هفت بار در قرآن آمده و همه مفيد كثرت هستند .
خاوية : خوى : خالى شدن . سقوط . منظور از « عروش » ساختمانهاست تقدير آن چنين است « خاوية من اهلها باقية على عروشها » بقره / 259 ، كهف / 42 در كشاف گفته : « . . . خالبة مع بقاء عروشها » .
معطله : تعطيل : ترك كردن . معطله : متروك .
مشيد : شيد ( بفتح اول : بالا بردن . گچ كارى كردن ، مشيّد مرتفع و بلند و بالا ، يا گچ كارى شده ، به نظر مجمع شيد بمعنى گچ است .
مصير : صير : رجوع ، انتقال . تحول . رسيدن . آن در آيه مصدر ميمى است . به معنى بازگشت و انتقال .
شرحها
گويند :
أُذِنَ لِلَّذِينَ . . .
اولين آيه است كه دربارهء قتال نازل گرديد ، مشركان در مكه مسلمين را اذيت مىكردند ، هر روز مجروحى و مضروبى پيش آن حضرت مىآوردند و به او شكايت مىكردند ، حضرت در جواب مىگفت : صبر كنيد من به جنگ مأمور نشدهام : چون به مدينه هجرت كرد ، خدا اين آيه را براى آن حضرت فرستاد و آن اولين آيه دربارهء جنگ است ( مجمع ) .
در اين آيات ، ابتدا وعده مىدهد كه خدا مشركان را از مؤمنان دفع خواهد