تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
90 - و هر كس گناه بياورد بر روهايشان در آتش مىافتند آيا جز آنچه مىكرديد مجازات مىشويد ؟ 91 - جز اين نيست كه مامور شده‌ام به صاحب اين سرزمين كه محترمش كرده عبادت كنم و شده‌ام كه از مسلمانان باشم . 92 - و قرآن را بر مردم بخوانم هر كه هدايت شود به نفع خويش هدايت مىشود و هر كه گمراه گردد بگو : من فقط از انذار كنندگانم . 93 - و بگو حمد خدا راست ، به زودى آيات خويش را به شما نمايان مىكند ، آنها را مىشناسيد ، خداى تو را آنچه مىكنيد غافل نيست .

كلمه‌ها

يوزعون : يعنى از پراكنده شدن نگاه داشته مىشوند ، ( نمل / 17 ) . مبصرأ : به صيغه اسم فاعل يعنى روشن ، اخفش آن را بينايى دهنده گفته است . فزع : يعنى : ترسيد . فزع : خوف . « فزع منه : خاف » به نظر راغب فزع انقباض و نفارى است از شىء مخوف كه بر انسان عارض مىشود ، آن مانند جزع است . داخرين : ذليلان . خاضعان . دخر : ذلت و خضوع . مفرد آن داخر است . جامدة : بىحركت . در اقرب الموارد هست : « جمد الماء : قام » . صنع : عمل و كار . راغب آن را جودت عمل گفته است هر صنع عمل است ولى هر عمل صنع نيست . كبت : كب ( بر وزن عقل ) : بر رو در انداختن ، راغب گويد ، « اسقاط الشيء على وجهه » .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 495 | على اكبر قرشى بنابى