29 - ملكه گفت : اى درباريان نامهء محترمى به سوى من انداخته شده است .
30 - آن از سليمان و چنين است : بنام خداى رحمان رحيم .
31 - بر من برترى نجوئيد به حالت تسليم پيش من آئيد .
32 - ملكه گفت : اى درباريان در كار من رأى بدهيد من بىحضور شما تصميمى نمىگيرم
33 - گفتند : ما داراى نيرو و صاحب شجاعت سختيم ، كار مربوط به تو است ، ببين چه فرمان مىدهى ؟
34 - گفت پادشاهان به شهرى داخل بشوند ، آنجا را فاسد مىكنند ، مردمان عزيز آنجا ذليل مىكنند ، كارشان همين است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 453
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٤٥٣