تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
نمىكنند ، على هذا جملهء
أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ
دليل است بر آنچه از مفهوم
يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ
استفاده مىشود . دوم : اين آيات بنحو اكمل شعراء بىمسئوليت و اشعار بىمسئوليت را ترسيم مىكنند و قهرا مراد از شاعران خيالبافانند كه بر توسن تخيلات نشسته و به هر سو مىرانند ، شاعران كسانى هستند كه در هر وادى قدم مىگذارند به آنكه مسئوليتى احساسى كنند ، از كوه كاه و از كاه كوه مىسازند ، در جاى مدح ، ذم مىكنند و در جاى ذم مدح مىنمايند بدكاران را « تويى نكوتر ز همه خوبان » مىسازند و حقائق را بىحقيقت ترسيم مىكنند ، مىگويند و عمل نمىكنند ، پس آنها از فطرت سليم بدور مىباشند : سوم : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله شاعر نيست ، زيرا پيروان او غاوون نيستند بلكه اهل رشاد و كمالند و او در هر وادى قدم نمىگذارد ، بلكه حق مىگويد و آنچه مىگويد عمل مىكند ، بقيهء سخن در نكته‌ها خواهد آمد . 227 -
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
. اين آيه استثناء است از شعراء ، آرى ايمان و عمل صالح انسان را از قدم گذاشتن در هر وادى و از قول بدون عمل ، باز مىدارد ، سپس ذكر خدا و ياد كردن خدا تضمين ادامهء اين « باز داشتن » است ، على هذا علت آمدن هر سه قيد معلوم مىشود . جملهء :
وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا
چنان كه گفته‌اند تطبيق مىشود به آنچه اگر كسى آنها و يا دين و يا رهبر آنها را با شعر « هجو » كند ، از او انتقام مىگيرند و در مقابل هجو او ، او را هجو مىكنند . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بحسان بن ثابت فرمود : مشركان را هجو كن روح القدس با توست . « اهجهم أو هاجهم