تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
فيكم فاسمعوا له و اطيعوا . . . » . اين روايت قطع نظر از كتب شيعه در بسياري از كتب اهل سنت نقل شده است از جمله ابن اثير در تاريخ كامل ج 2 / 41 . طبرى در تاريخ خود ج 2 63 . حلبى در سيرة الحلبية ج 1 / 322 . خازن در تفسير خود ذيل آيه فوق و ده تا كتاب ديگر ، بعضى از علماء اهل سنت كه در تحت تأثير جوّ حاكم كتاب نوشته‌اند قضيه را نقل نكرده‌اند ، بعضى ديگر از لفظ « وصى و خليفه » و لو رسول خدا هم فرموده باشد ناراحت مىباشند لذا قضيه را به اشاره نقل كرده‌اند ، مثلا ابن كثير در تفسير خود نقل مىكند كه آن حضرت فرمود : « هذا اخى و كذا و كذا . . . » مىبينيم كه از ذكر لفظ وصى و خليفه وحشت دارد لذا « كذا و كذا » مىگويد . به هر حال اين روايت بهترين شاهد است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از اول ، امامت را از نبوت جدا نكرده است ، در روزى كه هنوز اسلام تازه شروع شده بود ، آن حضرت جانشين خود را معرفى مىفرمايد ، آرى امامت تداوم نبوت است اين دو نمىتوانند از هم جدا باشند .

شعر و شاعر :

شعر و شعراء يك دفعه در اين سوره مطرح شده ، دفعهء ديگر در آيهء :
وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ
يس / 69 مطرح گرديده است وانگهى در چهار محل از قرآن مجيد ذكر شده كه مشركان به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله شاعر گفته‌اند . ناگفته نماند : قرآن كريم در اين دو آيه با شعراء و شعر مبارزه كرده ولى با
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ . . .
كه گذشت شعراء مؤمن استثنا شده‌اند . در الميزان از « در منثور » نقل شده : ابو سعيد خدرى گويد : روزى با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بر شاعرى گذشتيم كه شعر مىگفت ، حضرت فرمود : « لان